وقت بخیر
امروز۳۰خرداد۹۶هست این اواخرخواهرزاده هام مثل طلب کاراا با همسرمو ما رفتار میکنن ارث پدر میخان ،مشکلشون خونه اییه که مادرم ب من داده ،پدرخدا بیامرزم چهار هزار متر باغ ب هر کدوممون داده وپشت خونه ،باغرو قرار شده بین مادوتا نصف کنن،و راه بارها و سالهاا تکرار کردن ،ک من از طرف خ.نه ی مادرم برم و خواهرم از طرف راه برادر مون. ،اما برادرم که خرش از پل گذشت .و برای بچه هاش خونه وزندگی ساخت یادش رفت ک خواهری داره، ،ب من ربطی نداره ، ک اینااا از من طلب کارن ، با همه ی اینااا گفتم که بیاد از راه من بره اما خواهرم ب من میگه خودتون میدونین شما و وجدانتون ...ً......ً.این حرفش برای من خیلی گروننننننه بخاطر حرفش و رفتار طلب کارانه بچه هاش شمایی ک ...باشین چیکار میکنین خونه رو بابا سالها قبل ب مادرم داده وبعد دادنش چند بار کم کرد راهی که به برادرم داده رو از خونه ایی ک ب مادرم داده کسر کرده ،و بازم دوباره زمین خونه سرایی که مجتبی داده ازمین ما دوتا خواهر و مادرم کم کرد.
برچسب:
نویسنده: هستی اسدیان
تاريخ: يکشنبه
5 تير
1401 ساعت: 5:08